برگ خاطره ایست برای باران

امروز آخرین برگ خشکیده و زرد  درخت به زمین افتاد
و صدای خش خش آرام و غمگین برگ روی زمین!!!
و ....
وقتی که اولین شکوفه جوانان و پر غرور به دنیا سلام کرد یادم آمد که....
ناگهان چقدر زوددیر می شود!یکسال دیگر آمد و گذشت....
جمعه ها آمدند و گذشتند!!!
امروز٬ دیروز شدو خنده ها و گریه ها خاطره شد!!!
و
برگ خاطره ایست برای باران...
......
اما هنوز تو نیامدی!!!!
تا ۸۷ چند صباحی بیشتر نمانده!!!
آقا جان!مولای من!!!!!
کدام جمعه صدای دلنشینت را می شنوم؟؟؟
چند جمعه دیگر صبور باشم و چشم انتظار؟؟؟
توانی برای چشمان خسته و آلوده ام نمانده!!!
چشم انتظارت هستم!

قاصدک می مانم تا بیایی!!!

 

/ 6 نظر / 6 بازدید
عموسلمان

سلام متن بسیار زیبایی نوشتید موفق باشید

آسمون

[قهر][گریه]اینروزا فجیییییییییییع دلم برا آقا میگیره[ناراحت]

آسمون

انجو

به روزم توی http://alienjoo1.blogfa.com

سید علی انجو

سلام توی هردو وبلاگم به روزم http://alienjoo1.blogfa.com و http://alienjoo.blogfa.com منتظرم