طلايی طلوع

طلوعت را شنيدم
طلايي بودنت را حس کردم
اميدی دوباره در من جان گرفت
و شکوفه ها باريدن گرفت
چه زيباست طلايي طلوع
و چه دلکیر این طلوع
آهو در چمن می رقصد
و چلچله آواز می خواند
روز وصل خواهد رسيد
يار سفر کرده خواهد رسيد
نوری زيبا از پس قلبهای سياه
ديدنيست خورشيد در شب سياه
روز وصل خواهد رسيد
يار سفر کرده خواهد رسيد

/ 1 نظر / 9 بازدید
shahrokh

توبرتري... توازتمام هرچه هست وهرچه نيست،بهتري تونازميكني مرابه دستهاي نازخود چه غافل ازتوباشم وچه مست ازهواي تو... صدازنم تورا،صدا وتو،كه بي صداترازتمام حرف هاي درسكوت... معطري توبيشترزسرخ هاولاله هاوياس ها توخيسترزشبنم سحركه بس نشسته روي گونه هاي _ رنگ رنگ اطلسي توياردرتمام لحظه هاي تلخ ودردناك بي كسي تو،آشناي مبهم جهان من تودرنهان وآشكاروجاي جاي سينه نقش بسته اي تو،جاودان وجاودان وجاودانه تربرآن بلندي بلندنقشهاي آسمان شب نشسته اي...