صبر

سرود چکاوکان امروز

تنها يک کلمه شده است

                       صبر...

و من با بادهای تند خزان به کوچکی نقطه صبر شده ام

و دلم چاک چاک

به مانند برگهای کاجی خسته

                      ...

ديگر امروز آواز چکاوکان را دوست ندارم

                    ...

امروز هوا بارانيست

گونه هايم خيس از بارانهای روزگار

و گلوهاشان خشک، از يک جرعه عشق

 

وشاعری ديگر می گويد:

اندکی صبر سحر نزديک است!

15.gif17.gif

 

/ 18 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
043

اصولن من به عمرم چکاوک ندیدم. ولی یحتمل یه چیزی تو مایه های قورباغه باید باشه.

قایقران

بر آستان مرادت گشاده ام در چشم ... که یک نظر فکنی خود فکندی از نظرم

یه قطره اشک

فهمیدم چته؟!!ولی منم میگم اندکی صبر کن سحر نزدیک است!!!به همین راحتی!

بوي گل

سلام / مطلب خيلي خوبي بود / صبر كردن شايد سخت باشه و فكر كنم وقتي نتيجه ميگيريم تموم سختيش از بين ميره

اسیر عشق

سلام . معلومه شاعری.ان مع العسر یسرا.دلتو بده دست خدا............

منتظر

سلام.يه سر تو خيابون بورو خود به خود گريت می گيره

منتظر

سلام.من بروز شدم.خوشحال ميشم سر بزنين.منتظرم.يا حق

smh

بنام... .گفت چرا نهان کنی عشق مرا چو عاشقی ....من زبرای اين سخن شهرا عاشقان شدم.به اميد... . يا زهرا (س).سيد مهدی.

باد صبا

سلام فکر کنم اونی که داشت اینو میگفت شاعر بود!! :صبر و ظفر رفیقان توامند! بر اثر صبر نوبت ظفر آید .

کوچولو

قشنگ بود