آدینه

شب جمعه توی یکی از این خیابانهای با کلاس شیراز،ستارخان ،توی ماشین منتظرنشسته بودم تا غذایی که سفارش دادم آماده بشه ،تو  فکر بودم و به ماشین هایی که رد می شدن نگاه می کردم!ماشین هایی که صدای ضبطشون گوش همه رو کر می کرد!ماشین هاییکه پر بود از دختر یا پسر یا هر دو باهمقهر!!!یک لحظه احساس کردم اینجا شهر من نیست!اصلا من اینجا چه کار می کنم؟؟؟دخترا بی روسری!چه بی حیا!پسرا با آرایش!چه بی حیا!دخترا به پسرا شماره می دادن!چه بی حیا!!!دلم گرفت!!!

خیلییییی!!!!

دلم واسه خدا خیلی گرفت!!!بلند گفتم عجب صبری داری خدا!!افسوس

چرا اینقدر وضع بد شده؟؟؟چرا اینقدر بی حیایی زیاد شده؟؟؟چرا ماها دست رو دست گذاشتیم؟؟؟ چرا اینقدر شعار می دیم؟؟تا کی میخوایم فقط واسه راهپیمایی ها و رای دادن بیرون بیایم و خودی نشون بدیم؟؟؟چرا گذاشتیم چهره ی شهر رو خراب کنن!!!

اه....................

اونوقت فقط عصر جمعه که میشه میشینیم و قصه می خوریم و واسه هم اس ام اس و پی ام می دیم که :این جمعه گذشت و آقا نیامد!!!آخه اینم شد کار؟؟

آقای من!مولا جان!دلم سخت از این زمانه گرفته!زمانه ای که مرا هم تغییر داده!زمانه ای که اینقدر مرا با خود مشغول کرده که تنها عصر آدینه به یادتم هستم!!!

مولا جان!من!!!دلم از خودم بیشتر گرفته!!!حلالم کن آقا!!!ناراحت

 

/ 3 نظر / 17 بازدید
هجرگل

سلام خواهر گلم واین رو باید در خیلی چیزها جستجو کرد تصیر کار فقط جوان نیست علمای ما هم هستند همون هایی که در مسند قدرت می نشینند لباس پیامبر را می پوشند وخود گرفتار دنیا می شوند .واین غفلت دامن گیر جوان ما هم می شود جوان بیکار بی هدف وووو

انجو

تعارف ندارم عیب از مذهبی هامونه نه من و شما که فکر می کنیم مذهبی هستیم اونها که همه می دونند که مذهبی اند مثل رییس فلان سازمان استان فارس چی چی بگم ؟؟ دارن یه کاری می کنند که تا قرنها هیچ روحانی نتونه توی کشور لباس بپوشه کاری که رضا خان نتونست بکنه گاهی وقتها خیالی میشم نکنه این ادامه ی همون روند باشه خیاله دیگه مهار نداره لامسب راستی دیشب می خواستیم بیایم خونه تون به اون نیمه تون زنگ زدمک گفت ماشین خراب شده و توی تعمیرگاه گیر کرده

یلدا

سلام تصادفی پیداتون کردم با نظر دوستان موافق نیستم تقصیر ما جوانواست که برای خودمون کم میخوای یعنی به کم راضی میشیم....نه تقصیر کس دیگه ای ان الانسان لنفسه بصیرا........................