من نگاه تو را می خواهم - درويش پا برهنه!




۱۳۸۸/٤/٢۳

من نگاه تو را می خواهم

انگار مرا نمیبیند

 این همه سکوت پر از التماس را هم نمیشنود

این نگاه های پر از حسرت..

این دستهای خسته و منتظر

انگار چشمانم را نمیبیند که بارانیست از پی رفتن و ندیدن

 و ماندن

و حسرت.....

با چشمان خیس دنبالشان میکنم.همه خوشحالند اما من....

......من...............ناراحت

این  موج آب جلوی چشمانم چیست؟پلک بر هم میزنم تا راحت ببینمشان...

نمناکی گونه را حس می کنم ...

گلویم درد میکند از فشار این همه بغض...

نکند من را نمی خواهی؟

نکند من را اصلن نمیبینی؟؟؟

نکند من را؟من!

همین منِ ساده را که با دو حرف می نویسم ،هزار هزار بار نوشته های دراز دارد در دفتر همین زندگی!

مــــــــــن................

 

من تو رو می خواهم!

همین و نقطه و تمام و ......

من...

 

درویش پا برهنه

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

درباره من!


دانشجوی معماری!علاقمند به عکاسی و گرافیک!


هستم يا نه؟


همراهان و دوستان درویش

!ببينين

وبلاگ خواهر گلم

مادر سرا

بغض هاي نترکيده

کشکول

سینیور زورو

پلاک جنگی

دکتر علی انجو 1

دکتر علی انجو

چايي خور حرفه‌اي

كفش

ماه نا تمام

بچه های کتاب

راحیل

!گاگووول

پائیز وحشی

عطر نماز

آوای بی صدا

راوی

(منتظران مهدي (عج

آقاي خامنه ي سلام

ياس كبود

کوچه های دل

غربت وحشي