يلدا که تموم شد! - درويش پا برهنه!




۱۳۸٥/۱٢/۱٦

يلدا که تموم شد!

سلام!

بالاخره اومدم!

خیلی تلاش کردم که زود تر بیام؛ نشد.....نمی تونستم....کار داشتم دیگه

۱- یه دوستی داشتم که خیلی با هم رفیق بودیم! سر یه بازیه بچه گونه رفت..........

۲-همه می دونن ولی اینو برا تو م یگم که نمی دونی: یه آبجی دارم که واقعا دوسش دارم می تونه درکم کنه می تونم درکش کنم!دوسش دارم .دوسش دارم.دو تا داداش که حاظرم جونمو هم بدم براشون!دوسشون دارم.

۳ـتو زندگیه جدید پدر همسرم بهترین آدمیه که دیدم!خیلی ماهه! اونم دوسش دارم

۴-عاشق شدم!چن وقته!بدجوری.عیب که نیس که نگم عاشقم عاشق

۵-یه شرکت راه انداختیم که بچه های باحالی داره.جمع با صفا و خوبیه.کاری داشتین در خدمتیما!آدرس خواسین بگین تا بدم!

البت شرمنده ها ضایع بازی نداشتم(کم نه!)یکی نیس بگه پولت میدن دروغ میگی؟

یکی دیگه هم بگم که خیلی دوسش دارم خیلی.....

من از آسمون و پاییز وحشی و ردپای عشق و چایی خور حرفه ای و مرز عشق دعوت میکنم که تو این بازی شرکت کنن!

درویش پا برهنه

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

درباره من!


دانشجوی معماری!علاقمند به عکاسی و گرافیک!


هستم يا نه؟


همراهان و دوستان درویش

!ببينين

وبلاگ خواهر گلم

مادر سرا

بغض هاي نترکيده

کشکول

سینیور زورو

پلاک جنگی

دکتر علی انجو 1

دکتر علی انجو

چايي خور حرفه‌اي

كفش

ماه نا تمام

بچه های کتاب

راحیل

!گاگووول

پائیز وحشی

عطر نماز

آوای بی صدا

راوی

(منتظران مهدي (عج

آقاي خامنه ي سلام

ياس كبود

کوچه های دل

غربت وحشي