خر - درويش پا برهنه!




۱۳۸٥/۳/۱۸

خر

گذشته ها گذشته             گذشته بر نگشته              

هیچ کسی توی دنیا             گذشته رو ندیده.....
هی یادش بخیر اون قدیما
همینطوری گفتم!
این دفعه هیچ حرفی برا گفتن ندارم


عجب خریه ها!
چرا اینجوری نگاه می کنی؟بابا میگم عجت خریه ها اين خر شيطون
 اعصاب معصاب نمیذاره برا آدم!آخه چه وضشه؟
خرهم خرهای قدیم!
وقتی میرن سوارش پیاده کردنشون کار حضرت فیله!
اصلاً نمی دونم چرا بعضی از آدما اینقدر زود رنجن؟
ها ؟
زود رنج که نه سوار کاری بلدن!
تا بهشون می گی بالا چشت ابرو ،بدو بدو میپره بالا،آی می تازونه ها!
قل میخوره رو اعصاب بقیه؛دیگه هم که نمیشه چیزی بهشون گفت که.
جوونن دیگه
هی چی بگم والا!
چی میخواسم بنویسم چی شد!
از توفکر چی رفتم کجا؟
آخه آدم از فکر این سوار کارابیرون نمیاد!
چه جوریاس؟آدما خوب می تونن برا هم درمانگر باشن ولی برا خودشون نه!
دیگه دارم جاده خاکی میرم!بی خیال بی خیال یک خیال!
فعلا!علی علی
پیشا پیش تولدم مبارک
 

 

درویش پا برهنه

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

درباره من!


دانشجوی معماری!علاقمند به عکاسی و گرافیک!


هستم يا نه؟


همراهان و دوستان درویش

!ببينين

وبلاگ خواهر گلم

مادر سرا

بغض هاي نترکيده

کشکول

سینیور زورو

پلاک جنگی

دکتر علی انجو 1

دکتر علی انجو

چايي خور حرفه‌اي

كفش

ماه نا تمام

بچه های کتاب

راحیل

!گاگووول

پائیز وحشی

عطر نماز

آوای بی صدا

راوی

(منتظران مهدي (عج

آقاي خامنه ي سلام

ياس كبود

کوچه های دل

غربت وحشي