صبر - درويش پا برهنه!




۱۳۸۳/۱٠/۱٥

صبر

سرود چکاوکان امروز

تنها يک کلمه شده است

                       صبر...

و من با بادهای تند خزان به کوچکی نقطه صبر شده ام

و دلم چاک چاک

به مانند برگهای کاجی خسته

                      ...

ديگر امروز آواز چکاوکان را دوست ندارم

                    ...

امروز هوا بارانيست

گونه هايم خيس از بارانهای روزگار

و گلوهاشان خشک، از يک جرعه عشق

 

وشاعری ديگر می گويد:

اندکی صبر سحر نزديک است!

 

درویش پا برهنه

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

درباره من!


دانشجوی معماری!علاقمند به عکاسی و گرافیک!


هستم يا نه؟


همراهان و دوستان درویش

!ببينين

وبلاگ خواهر گلم

مادر سرا

بغض هاي نترکيده

کشکول

سینیور زورو

پلاک جنگی

دکتر علی انجو 1

دکتر علی انجو

چايي خور حرفه‌اي

كفش

ماه نا تمام

بچه های کتاب

راحیل

!گاگووول

پائیز وحشی

عطر نماز

آوای بی صدا

راوی

(منتظران مهدي (عج

آقاي خامنه ي سلام

ياس كبود

کوچه های دل

غربت وحشي