درويش پا برهنه!




۱۳۸۱/۱٢/۱٧

 

(روياهای کودکانه)

يادمه بچه که بودم فکر می کردم
گلها زيبا و با طراوت
درختها سبز و پر ميوه
درياها پر از ماهي
دشتها پر از غزال
يادمه فکر می کردم
آسمون آّبيه ،آبي
توی هيچ قفسي پرنده ديده نمي شه
توي هر خونه عِطر محبت هست
ژادمه که اونوقتها توی روياهام
مي ديدم همديگرو دوست دارن
يادمه گل ارغواني ارغواني بود
ماه آسمون هميشه تنها بود
يا اينکه همه براشون
زندگي راحت و ساده بود
اما حالا که بزرگ شدم
مي بينم تمام اينها رويا بوده
و چه شيرينه روياهاي کودکانه


درویش پا برهنه

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

درباره من!


دانشجوی معماری!علاقمند به عکاسی و گرافیک!


هستم يا نه؟


همراهان و دوستان درویش

!ببينين

وبلاگ خواهر گلم

مادر سرا

بغض هاي نترکيده

کشکول

سینیور زورو

پلاک جنگی

دکتر علی انجو 1

دکتر علی انجو

چايي خور حرفه‌اي

كفش

ماه نا تمام

بچه های کتاب

راحیل

!گاگووول

پائیز وحشی

عطر نماز

آوای بی صدا

راوی

(منتظران مهدي (عج

آقاي خامنه ي سلام

ياس كبود

کوچه های دل

غربت وحشي