درويش پا برهنه!




۱۳۸٧/۱٠/۱۸

فریاد

هر دم کند او فریاد

....

این عادت انسانهاست

سر کرده در لاک خود

تنها مانده در پیله

تا کِی تو نگویی فریاد؟؟

این عادت آنها شد

خرسندی خود را

بر آه دگران دادن!


این عات پائیز است

سرد   و    زرد    و خشک

زیبایی خود را

آوار بر سبزی ریحانها


رسم خش خش برگها

از زیبایی و عشق نیست

درد است که فریاد است

رسم خرد شدن، ریختن

رسم یک لذت و یک درد


خرسندی خود تا چند؟

پائیز دگران تا کی؟؟؟

 

درویش پا برهنه

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

درباره من!


دانشجوی معماری!علاقمند به عکاسی و گرافیک!


هستم يا نه؟


همراهان و دوستان درویش

!ببينين

وبلاگ خواهر گلم

مادر سرا

بغض هاي نترکيده

کشکول

سینیور زورو

پلاک جنگی

دکتر علی انجو 1

دکتر علی انجو

چايي خور حرفه‌اي

كفش

ماه نا تمام

بچه های کتاب

راحیل

!گاگووول

پائیز وحشی

عطر نماز

آوای بی صدا

راوی

(منتظران مهدي (عج

آقاي خامنه ي سلام

ياس كبود

کوچه های دل

غربت وحشي