درويش پا برهنه!




۱۳۸۳/۱٠/٢٩

يه حرف يواشکی!

    در گوشی ميگما به هيشششششششکی نگو!هيشششششششکی!

 مثل بچه خوبا نشستيم يه کم پای درس خوندن! البت از اول آبان شروع کردما!

باور کنين تصقير من نيست   فقط به خاطر قولی هست که به يه چن نفر دادم

فقط به اين دليل هست که کم ميام نت و شما رو از اين نعمت محروم کردم که باز مثل هميشه هر روز ، هر ساعت ، هر شب، بياين و از سخنان شيرين من استفاده کنين!

اصلا نگران نباشين! بعد از مرداد که کنکور رو دادم همچی ميام که ديگه حسابی حالشو ببرم!!!!

راستش امسال که بعد از ۴،۵ سال نشستم پا درس اگه قبول نشم ميرم و...  

برام دعا کنين که انشالله قبول شم و با نيشی باز و عزمی راسخ به جمعتون بر گردم.  

راستی اين لاکيه! فقط هفت سانت طولشه!

لاک پشتمه! آبجيم ميگه ولش کن بره عقب افتاده بار ميادا!    

ولی آخه الان دو سال و ۹ يا ۱۰ ماه هست که اومده پيشم!

دلم نيماد ولش کنم به امون خدا تو اين جامعه خراب

شما چی ميگين؟؟؟؟؟

درویش پا برهنه


۱۳۸۳/۱٠/۱٥

صبر

سرود چکاوکان امروز

تنها يک کلمه شده است

                       صبر...

و من با بادهای تند خزان به کوچکی نقطه صبر شده ام

و دلم چاک چاک

به مانند برگهای کاجی خسته

                      ...

ديگر امروز آواز چکاوکان را دوست ندارم

                    ...

امروز هوا بارانيست

گونه هايم خيس از بارانهای روزگار

و گلوهاشان خشک، از يک جرعه عشق

 

وشاعری ديگر می گويد:

اندکی صبر سحر نزديک است!

 

درویش پا برهنه

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

درباره من!


دانشجوی معماری!علاقمند به عکاسی و گرافیک!


هستم يا نه؟


همراهان و دوستان درویش

!ببينين

وبلاگ خواهر گلم

مادر سرا

بغض هاي نترکيده

کشکول

سینیور زورو

پلاک جنگی

دکتر علی انجو 1

دکتر علی انجو

چايي خور حرفه‌اي

كفش

ماه نا تمام

بچه های کتاب

راحیل

!گاگووول

پائیز وحشی

عطر نماز

آوای بی صدا

راوی

(منتظران مهدي (عج

آقاي خامنه ي سلام

ياس كبود

کوچه های دل

غربت وحشي